این پژوهش به بررسی روابط گروهی میان اقوام جامعه تالش پرداخته است. چگونگی همزیستی اقوام از جمله ترک، تالش، کرد، تات و گیلک با مذاهب مختلف اسلامی در کنار یکدیگر با حداقل درگیریها و پیدا کردن ریشههای این همزیستی میتواند منازعات قومی را به یک مسئله اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کاهش دهد. هر قومی دارای فرهنگ، آدابورسوم، باورها، اعتقادات و دیگر شاخصههایی است که با گروه قومی مجاور متفاوت است و حتی میتواند منشأ و عامل نزاع و درگیری گردد، اما میتوان با برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی به همزیستی قومی دست یافت. این پژوهش با مطرح کردن این سؤال که: زمینهها و عوامل اجتماعی مؤثر بر همزیستی گروههای قومی در جامعه تالش کدماند؟ با روش اسنادی و تکیه بر منابع مکتوب، مصاحبه عمیق، مشاهده مشارکتی و استفاده از روش اکتشافی در توصیف و تحلیل اطلاعات صورت گرفته است. پس از جمعآوری دادهها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش، ترکیبی از نظریههای بسیج سیاسی وبر، مبادله، همبستگی دورکیم، همانندسازی، کنش متقابل نمادی و کثرتگرایی قومی در بررسی و تهیه مدل همزیستی اجتماعی در تالش، فراخوانی شدهاند. بر اساس یافتههای پژوهش، به این نتیجه میرسیم که: تجربه مشترک تاریخی، مبادلات فرهنگی و اجتماعی، تقسیمکار، همسازی و اجتماعی شدن در همزیستی گروههای قومی مؤثر بودهاند.