قبیلهگرایی، برخوردهای تعصبی میان گروههای انسانی، بروز خشونتهای وحشیانه و سرباز کردن نفرتهای ریشهدار قومی مذهبی و مواردی هستند که رسانهها صرفا به برجسته کردن آنها میپردازند، بیآنکه توضیح و توجیه عمیقی ارائه کنند. این رویدادها به شکلهای مختلف تا به امروز ادامه یافتهاند و که سبب میشود بر هر آنچه رنگ و بوی قومیت دارد، مهر بیاعتباری زده شود. برای دستیابی به تنوع زیستی در جهان لازم است رویکردی را برای بازشناختن، درک و به رسمیت شناختن کنشگران تاریخی در پیش گرفت که در هر مجموعههای اجتماعی مورد اشاره در اسناد و کتابها جایی ندارند و حتی در پژوهشهای انسانشناختی نیز به زحمت اشارهای به آنها را میتوان یافت. ما در این مقاله به دو موضوع اساسی انسانشناختی در مورد مهاجرین هزاره ساکن در ایران میپردازیم: ریشههای قومی هزارهها و زبان هزارهها. مفاهیم قومیت و زبان به عنوان دو عنصر هویتبخش یک جماعت، همواره مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی بودهاند و مطالعه این دو میتواند به درک بهتر از این جامعه مهاجر در ایران بیانجامد و در سیاستگذاریها راهگشا باشد.
میرزایی، حسین. (1392). انسانشناسی قومی ـ زبانی مهاجرین هزاره در ایران. پژوهشهای انسانشناسی ایران، 3(2)، 144–123. https://doi.org/10.22059/ijar.2014.50848
MLA
میرزایی، حسین. "انسانشناسی قومی ـ زبانی مهاجرین هزاره در ایران"، پژوهشهای انسانشناسی ایران، 3، 2، 1392، 144–123. doi: 10.22059/ijar.2014.50848
HARVARD
میرزایی، حسین. (1392). 'انسانشناسی قومی ـ زبانی مهاجرین هزاره در ایران'، پژوهشهای انسانشناسی ایران، 3(2), pp. 144–123. doi: 10.22059/ijar.2014.50848
CHICAGO
میرزایی، حسین، "انسانشناسی قومی ـ زبانی مهاجرین هزاره در ایران." پژوهشهای انسانشناسی ایران، 3 2 (1392): 144–123, doi: 10.22059/ijar.2014.50848
VANCOUVER
میرزایی حسین. انسانشناسی قومی ـ زبانی مهاجرین هزاره در ایران. IJAR. 1392;3(2):144–123. doi: 10.22059/ijar.2014.50848