فهم پدیدارشناختی چندهمسری در میان بلوچ‌های ساکن شهرستان چابهار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری انسان‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانش‌آموختۀ دکتری انسان‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده

این مطالعه­ پدیدارشناختی در پی آن است تا با بررسی علت‌­های گسترش چندهمسری در میان بلوچ­‌های ساکن چابهار، به طرح این پرسش بپردازد که علی­رغم تحولات توسعه­‌ای­ اخیر در این شهرستان، پدیدۀ چندهمسری چگونه توانسته همچنان خود را بازتولید کند. از سویی دیگر، آیا اساساً زنان بلوچ تمایل و نیز امکان مقاومت در برابر ساختار چندهمسری را دارند یا صرفاً این شرایط را پذیرفته‌­اند؟ بر اساس نتایج این پژوهش، چندهمسری یا به عبارتی چندزنی در بلوچستان امری کاملاً پذیرفته­‌شده و جاافتاده­ است، چراکه در بسیاری موارد تعداد فرزندان و در نتیجه قدرت اجتماعی و اقتصادی خانواده، تیره و نهایتاً طایفه را افزایش می‌­دهد. این امر را باید در برابر موقعیت زنان بلوچ در سلسله‌مراتب اجتماعی و اقتصادی، وابستگی مالی آن­ها، عدم‌حمایت حقوقی از طلاق و جدایی زن و فقدان پشتیبانی­‌های اجتماعی قرار داد. به‌­علاوه گستردگی این الگوی خانوادگی بیشتر از آنکه ناشی از سن و سال و یا میزان ثروتمندی مردان باشد، زمینه و ریشه­‌های فرهنگی دارد و آن را نمی‌توان به یک تیره یا طایفه یا طبقۀ­ اجتماعی خاص محدود دانست. در مورد پرسش دوم نیز یافته‌های تحقیق نشان داد که با وجود آنکه تصمیم به چندهمسری، معمولاً تصمیمی یک طرفه و از طرف مردان است، اما زنان نیز در این میدان عاملانی صرفاً منفعل و پذیرا نیستند، چراکه استراتژی‌های مبتنی بر جبران و انتقام مراتبی از کنش‌ورزی را به آن‌ها عطا کرده تا در برابر این ساختار خانوادگی به مقاومت خاموش و غیررسمی دست ­زنند.

کلیدواژه‌ها