بدن زنان در تصاویر کتاب‌های درسی پس از انقلاب: بازنمایی و سیاست

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

پژوهشگر پسادکتری ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

چکیده

نظام آموزشی ایران برای تربیت انسان مطلوب خود رویکردی جنسیتی و عمدتا مبتنی بر گفتمان مسلط مردانه در پیش گرفته است. این رویکرد، تقابل‌های دوگانه را در نحوه بازنمایی جنسیتی کاملا طبیعی و بحق نشان داده است. نظام آموزشی از رهگذر برنامه درسی، به دنبال هژمونی هویتی به لحاظ اجتماعی برساخته‌ از زنانگی بوده که از مهمترین ویژگی‌های آن، بدن زنانه است. نظر به اهمیت روزافزون تصویر در فرایند بازنمایی، معناسازی و هویت‌بخشی، توجه این مقاله به تصاویر کتاب‌های درسی معطوف شده است.
با تکیه بر روش پژوهش و گفتمان فوکو، نظریه و مفهوم بازنمایی هال، نظریه گفتمان لاکلائو و موف، رویکرد و مطالعات جنسیت و نحوه روئیت‌پذیری، در این مقاله سعی شده تا بازنمایی بدن زنانه را در کتاب‌های درسی بعد از انقلاب در ارتباط با گفتمان‌های مسلط این چهار دهه دنبال کنیم. کوشش این مقاله بر این بوده تا نظام‌های بازنمایی بدن زنانه در دوره‌های گفتمانی بعد از انقلاب را نقد و تفسیر کند. و به این پرسش پاسخ دهد که چه نظام روئیت‌پذیری، بدن زنانه را در این دوره‌ها نمایندگی و بازنمایی می‌کرده تا از طریق آن نماینده و عامل مطلوب خود را تصویر و ارائه کرده باشد.
بر اساس یافته‌های این مقاله، در منظومه بازنمایی صورت گرفته از بدن زنانه در تصاویر کتاب‌های درسی، با نظام «رؤیت‌پذیری» چندلایه تبعیض‌آمیزی روبرو هستیم؛ از جمله بخش عمده ای از زنان و دخترانی که از نظر پوشش، انتخابی متفاوت از پوشش مطلوب دارند، حذف شده‌اند. از سوی دیگر این نظام عمدتا تابع گفتمان‌ مسلط جذابیت جنسی بوده، بدن‌هایی با پوست روشن، کشیده و لاغر، صورت‌‌های زیبا، بینی‌های کوچک و سربالا را نمایندگی می‌کند که با واقعیت جامعه فاصله دارد.

کلیدواژه‌ها