تحلیل روایت «آهو، موش و عقاب» مرزبان نامه وراوینی از دیدگاه نشانه معناشناسی بوم زیست با تأکید بر انسان، فرهنگ و محیط

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مرکز تحصیلات تکمیلی پیام نور تهران ایران

2 دانشگاه پیام نور تهران

3 دانشگاه تربیت مدرس

10.22059/ijar.2025.402410.459938

چکیده

چکیده

هدف__ پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد نشانه‌معناشناسی بوم‌زیست، به تحلیل روایت «آهو و موش و عقاب» از مرزبان‌نامه وراوینی می‌پردازد تا ساختارهای چندلایه تعامل انسان، فرهنگ و طبیعت را آشکار کند. هدف اصلی، شناسایی و بازنمایی نشانه‌ها و رمزگان بوم‌زیستی و دلالت‌های اخلاقی، فرهنگی و آموزشی آن‌ها در متن است.

روش‌شناسی پژوهش__از منظر روش‌شناسی، مطالعه حاضر بر تحلیل کیفی-توصیفی متن روایی و بررسی چندسطحی فرآیندهای نشانه‌ای استوار است. این رویکرد، با تحلیل دقیق عناصر متنی و معنایی، به کاوش در ابعاد مختلف روایت می‌پردازد. لایه نخست: فرآیندهای نشانه‌ای طبیعی میان گونه‌ها و محیط زیست، این شامل ارسال پیام کمک از سوی آهو به موش، که نمادی از ارتباط زیستی و نیاز به یاری متقابل است، و نیز واکنش اجتناب‌گرایانه موش در برابر خطر عقاب، که نشان‌دهنده سازوکارهای بقا و غریزه طبیعی است. این تعاملات، پایه و اساس معنایی روایت را تشکیل می‌دهند و بستری برای شکل‌گیری لایه‌های بعدی فراهم می‌آورند. لایه دوم: مدل‌سازی فرهنگی رفتار حیوانات، به عنوان مثال، کمک آهو به موش می‌تواند نمادی از نوع‌دوستی و همبستگی در جامعه انسانی باشد، در حالی که واکنش موش می‌تواند نمادی از ترس، خودخواهی یا بی‌تفاوتی در مواجهه با مشکلات باشد. شجاعت احتمالی آهو در مواجهه با شکارچی و یا حتی بی‌تفاوتی برخی در مواجهه با خطر، همگی می‌توانند تفسیرهای فرهنگی داشته باشند. لایه سوم: تنوع ساختاری و پویایی اکولوژیک روایت، این شامل ترسیم روابط سلسله‌مراتبی (مانند رابطه شکارچی و شکار) و همچنین روابط شبکه‌ای (مانند وابستگی متقابل آهو و موش، یا تأثیر اقدامات انسانی بر سرنوشت حیوانات) میان گونه‌ها و انسان‌ها در چارچوب روایت است. این تحلیل سه‌لایه، در نهایت سه الگوی بنیادین رابطه انسان، فرهنگ و طبیعت را در روایت آشکار می‌سازد.

یافته‌های‌پژوهش__ این پژوهش نشان می‌دهد که داستان «آهو و موش و عقاب» فراتر از یک قصه ساده حیوانات، بازتابی عمیق از یک شبکه پویا و نمادین از روابط زیستی-فرهنگی است. در این شبکه، ارزش‌های نمادین و فرهنگی مانند زیبایی، معصومیت آهو، یا شرافت انسانی (در قالب مرد نیکوکار)، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به تصمیم‌های شخصیت‌های انسانی (مانند صیاد) ایفا می‌کنند. همچنین، فقدان همکاری میان موش و آهو (که به شکار موش توسط عقاب منجر می‌شود)، پیامدهای منفی کاهش «سرمایه اجتماعی بوم‌زیستی» را برجسته می‌کند. این مفهوم، به معنای تضعیف شبکه‌های حمایتی و همکاری در اکوسیستم است. در مقابل، کنش مسئولانه انسانی، مانند آزادسازی آهو توسط مرد نیکوکار، توانایی فرهنگ و عاملیت انسانی را برای تغییر مسیر روایت از سمت تخریب و نابودی به سمت نجات و احیا نشان می‌دهد.

نتیجه‌گیری__بحث و نتیجه‌گیری این تحقیق بر آن است که روایت «آهو و موش و عقاب» نمونه‌ای برجسته از هم‌نشینی و درهم‌تنیدگی سطوح زیست‌شناختی، فرهنگی و اخلاقی است که به‌صورت همزمان در شکل‌گیری معنا و پیام روایت نقش ایفا می‌کنند. رمزگان بوم‌زیستی موجود در متن، علاوه بر بازتاب روابط اکولوژیک واقعی، به عنوان سازوکاری قدرتمند برای انتقال اخلاق جمعی، تقویت مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و آموزش همزیستی مسالمت‌آمیز بین انسان و طبیعت عمل می‌کنند. خوانشی نشانه‌معناشناختی از این روایت، قابلیت تبدیل شدن به الگویی بومی و فرهنگی را دارد که می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های محیط زیستی، طراحی برنامه‌های آموزشی بوم‌محور و تولید محتوای فرهنگی برای رسانه‌های نوین مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analysis of the narrative "Deer, Mouse and Eagle" by Varavini's Marzbannameh from the perspective of ecosemiotics with emphasis on humans, culture and environment

نویسندگان [English]

  • محمد باقر شعبانی 1
  • ali Ali Karimi Firouz Jaie 2
  • Hamidreza shairi 3
  • mohammad reza Ahmadkhani 2
1 Payame Noor University Iran Therahan
2 peyamenoor university teheran
3 Tarbiat Modares university
چکیده [English]

Abstract



Purpose — Drawing upon the ecosemiotic approach, the present study analyzes the narrative “The Fawn, the Mouse, and the Eagle” from Varavini’s Marzban-nāmeh with the aim of revealing the multilayered structures of interaction among humans, culture, and nature. The main objective is to identify and represent the eco-semiotic signs and codes in the text, along with their ethical, cultural, and educational implications.



Methodology — From a methodological perspective, this study is grounded in a qualitative–descriptive analysis of the narrative text and a multi-level examination of semiotic processes. By conducting a precise analysis of textual and semantic elements, the study explores the multiple dimensions of the narrative.



First Layer: Natural semiotic processes among species and the environment — including the fawn’s call for help to the mouse, symbolizing biological communication and the need for mutual assistance, and the mouse’s avoidant reaction to the threat of the eagle, representing survival mechanisms and natural instinct. These interactions form the semantic foundation of the narrative, providing the groundwork for subsequent layers.



Second Layer: Cultural modeling of animal behavior — for instance, the fawn’s aid to the mouse may symbolize altruism and solidarity within human society, whereas the mouse’s reaction can be read as a sign of fear, selfishness, or indifference in the face of challenges. The fawn’s possible bravery in confronting the hunter, or the indifference of some when facing danger, can each be culturally interpreted.



Third Layer: Structural diversity and ecological dynamics of the narrative — encompassing hierarchical relations (e.g., predator-prey) and network-based relationships (such as mutual dependency between the fawn and the mouse, or the impact of human actions on the fate of animals) in the narrative framework. This three-layered analysis ultimately reveals three fundamental patterns of human–culture–nature relationships within the story.



Findings — The study’s findings indicate that “The Fawn, the Mouse, and the Eagle” is far more than a simple animal tale; it is a deep reflection of a dynamic and symbolic network of bio-cultural relationships. In this network, symbolic and cultural values—such as the beauty and innocence of the fawn, or human honor embodied in the benevolent man—play a decisive role in shaping the decisions of human characters (e.g., the hunter). Furthermore, the lack of cooperation between the mouse and the fawn—which leads to the mouse’s capture by the eagle—highlights the negative consequences of declining eco-semiotic social capital. This term refers to the weakening of supportive and cooperative networks within an ecosystem. Conversely, responsible human action—such as the benevolent man’s release of the fawn—demonstrates the capacity of culture and human agency to redirect the narrative’s trajectory from destruction towards rescue and restoration.



Conclusion — This research underscores that the narrative of “The Fawn, the Mouse, and the Eagle” is a prominent example of the coexistence and interweaving of biological, cultural, and ethical levels, all simultaneously shaping the meaning and message of the story. The ecosemiotic codes embedded in the text not only reflect real ecological relations but also serve as a powerful mechanism for conveying collective ethics, fostering environmental responsibility, and teaching peaceful coexistence between humans and nature. An ecosemiotic reading of this narrative has the potential to evolve into an indigenous cultural model applicable in environmental policymaking, the design of ecology-oriented educational programs, and the development of cultural content for modern media.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ecosemiotics
  • Marzban Nameh
  • Interspecific Relations
  • Collective Ethics
  • Ecological Social Capital