شهریار شاعری ساختار گرای عاملیت پسند

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه علوم اجتماعی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

10.22059/ijar.2025.400944.459929

چکیده

هدف: بی‌تردید استاد محمدحسین شهریار یکی از برجسته‌ترین شاعران دوران معاصر ایران است که آثارش نقش مهمی در تحول شعر فارسی و آذری ایفا کرده‌اند. او با سرودن اشعاری سرشار از احساس، معنا و اندیشه، توانست میان سنت و نوگرایی پلی استوار برقرار کند. در میان مجموعه آثار او، دو منظومه‌ی «حیدربابایه سلام» و «سهندیه» جایگاهی ممتاز دارند، زیرا هر یک به‌گونه‌ای بازتاب‌دهنده‌ی هویت فرهنگی، عاطفی و اجتماعی شاعرند و به‌مثابه‌ دو ستون اصلی در بنای شخصیت ادبی و فکری او عمل می‌کنند. این دو اثر، که هر دو به نام کوه‌های آذربایجان سروده شده‌اند، آیینه‌ای در برابر یکدیگرند که از خلال آنها می‌توان شکوه، پویایی و عمق اندیشه‌ شهریار را مشاهده کرد. هدف اصلی مقاله‌ حاضر، تحلیل تطبیقی این دو منظومه از منظر نظریه‌ ساختارگرایی و نظریه‌ عاملیت است تا روشن شود شهریار چگونه در میان ساختارهای فرهنگی و اجتماعی زمانه‌اش حرکت می‌کند و در عین تأثیرپذیری از آنها، به‌عنوان عامل خلاق، قادر به بازتعریف و دگرگونی آن‌هاست.
روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی بهره گرفته و تحلیل متون ادبی به‌عنوان روش اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا چرایی انتخاب روش هرمنوتیک روشن شده و گام‌های اساسی تحلیل هرمنوتیک، شامل شناسایی متن، فهم زمینه فرهنگی و اجتماعی، و استخراج معنای ضمنی و آشکار متون، توضیح داده شده است. سپس مفاهیم بنیادین نظریه‌ی ساختارگرایی، به‌ویژه نظام‌های پنهان، رمزگان‌ها و هنجارهای فرهنگی که شکل‌دهنده‌ی معنا هستند، بررسی شد. در ادامه، با تلفیق این دیدگاه با نظریه‌ی عاملیت، جایگاه شاعر به‌عنوان کنشگر تاریخی، فعال و خلاق تحلیل گردید. داده‌ها از طریق مطالعه‌ی دقیق دو منظومه‌ی موردنظر و بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زبانی، مضمونی، فرهنگی و روان‌شناختی آن‌ها گردآوری شده‌اند، به‌گونه‌ای که تعامل میان ذهنیت شاعر و عینیت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز مشخص شود.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که در «حیدربابایه سلام»، شهریار با نگاهی عاطفی و نوستالژیک به گذشته می‌نگرد و ساختارهای فرهنگی و سنتی نقش غالب دارند. در این اثر، شاعر در قالب خاطره و حسرت، هویت جمعی و ارزش‌های بومی را بازتاب می‌دهد و نوعی پذیرش ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در او مشهود است. اما در منظومه‌ی «سهندیه»، وجه عاملیت شهریار آشکارتر است؛ او از مرزهای محدودکننده فراتر می‌رود، خلاقیت خویش را بروز می‌دهد و از درون ساختارهای سنتی، به آفرینش جهانی تازه دست می‌یابد. این تفاوت، بیانگر تحول در اندیشه و زبان شاعر است؛ از وابستگی به رهایی، از حسرت به امید، و از تکرار سنت به بازآفرینی فرهنگی.
نتیجه‌گیری: تحلیل تطبیقی این دو اثر نشان می‌دهد که درک عمیق از جهان فکری و هنری شهریار تنها از رهگذر مطالعه‌ی هم‌زمان آن‌ها ممکن است. شهریار در «حیدربابایه سلام» و «سهندیه»، با تلفیق سنت و نوگرایی، موفق شده است تعادلی میان ساختار و عاملیت برقرار کند. او در عین وفاداری به ریشه‌های فرهنگی و قومی، با نیروی خلاقیت فردی و عاملیت شاعرانه، توانسته است معنایی تازه از انسان، جامعه و هویت خلق کند. این ویژگی، راز ماندگاری و نفوذ آثار او در ذهن و زبان نسل‌های مختلف است و نشان می‌دهد که شهریار نه صرفاً بازتاب‌دهنده‌ زمانه‌ خود، بلکه بازآفریننده‌ی معنا و فرهنگ در شعر معاصر ایران است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Shahriar: A Structuralist Poet with an Emphasis on Agency

نویسنده [English]

  • Mohammad Bagher Alizadeh aghdam
Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

هدف: بی‌تردید استاد محمدحسین شهریار یکی از برجسته‌ترین شاعران دوران معاصر ایران است که آثارش نقش مهمی در تحول شعر فارسی و آذری ایفا کرده‌اند. او با سرودن اشعاری سرشار از احساس، معنا و اندیشه، توانست میان سنت و نوگرایی پلی استوار برقرار کند. در میان مجموعه آثار او، دو منظومه‌ی «حیدربابایه سلام» و «سهندیه» جایگاهی ممتاز دارند، زیرا هر یک به‌گونه‌ای بازتاب‌دهنده‌ی هویت فرهنگی، عاطفی و اجتماعی شاعرند و به‌مثابه‌ دو ستون اصلی در بنای شخصیت ادبی و فکری او عمل می‌کنند. این دو اثر، که هر دو به نام کوه‌های آذربایجان سروده شده‌اند، آیینه‌ای در برابر یکدیگرند که از خلال آنها می‌توان شکوه، پویایی و عمق اندیشه‌ شهریار را مشاهده کرد. هدف اصلی مقاله‌ حاضر، تحلیل تطبیقی این دو منظومه از منظر نظریه‌ ساختارگرایی و نظریه‌ عاملیت است تا روشن شود شهریار چگونه در میان ساختارهای فرهنگی و اجتماعی زمانه‌اش حرکت می‌کند و در عین تأثیرپذیری از آنها، به‌عنوان عامل خلاق، قادر به بازتعریف و دگرگونی آن‌هاست.
روش: پژوهش حاضر از رویکرد کیفی بهره گرفته و تحلیل متون ادبی به‌عنوان روش اصلی مورد استفاده قرار گرفته است. در این مطالعه، ابتدا چرایی انتخاب روش هرمنوتیک روشن شده و گام‌های اساسی تحلیل هرمنوتیک، شامل شناسایی متن، فهم زمینه فرهنگی و اجتماعی، و استخراج معنای ضمنی و آشکار متون، توضیح داده شده است. سپس مفاهیم بنیادین نظریه‌ی ساختارگرایی، به‌ویژه نظام‌های پنهان، رمزگان‌ها و هنجارهای فرهنگی که شکل‌دهنده‌ی معنا هستند، بررسی شد. در ادامه، با تلفیق این دیدگاه با نظریه‌ی عاملیت، جایگاه شاعر به‌عنوان کنشگر تاریخی، فعال و خلاق تحلیل گردید. داده‌ها از طریق مطالعه‌ی دقیق دو منظومه‌ی موردنظر و بررسی تطبیقی مؤلفه‌های زبانی، مضمونی، فرهنگی و روان‌شناختی آن‌ها گردآوری شده‌اند، به‌گونه‌ای که تعامل میان ذهنیت شاعر و عینیت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نیز مشخص شود.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که در «حیدربابایه سلام»، شهریار با نگاهی عاطفی و نوستالژیک به گذشته می‌نگرد و ساختارهای فرهنگی و سنتی نقش غالب دارند. در این اثر، شاعر در قالب خاطره و حسرت، هویت جمعی و ارزش‌های بومی را بازتاب می‌دهد و نوعی پذیرش ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در او مشهود است. اما در منظومه‌ی «سهندیه»، وجه عاملیت شهریار آشکارتر است؛ او از مرزهای محدودکننده فراتر می‌رود، خلاقیت خویش را بروز می‌دهد و از درون ساختارهای سنتی، به آفرینش جهانی تازه دست می‌یابد. این تفاوت، بیانگر تحول در اندیشه و زبان شاعر است؛ از وابستگی به رهایی، از حسرت به امید، و از تکرار سنت به بازآفرینی فرهنگی.
نتیجه‌گیری: تحلیل تطبیقی این دو اثر نشان می‌دهد که درک عمیق از جهان فکری و هنری شهریار تنها از رهگذر مطالعه‌ی هم‌زمان آن‌ها ممکن است. شهریار در «حیدربابایه سلام» و «سهندیه»، با تلفیق سنت و نوگرایی، موفق شده است تعادلی میان ساختار و عاملیت برقرار کند. او در عین وفاداری به ریشه‌های فرهنگی و قومی، با نیروی خلاقیت فردی و عاملیت شاعرانه، توانسته است معنایی تازه از انسان، جامعه و هویت خلق کند. این ویژگی، راز ماندگاری و نفوذ آثار او در ذهن و زبان نسل‌های مختلف است و نشان می‌دهد که شهریار نه صرفاً بازتاب‌دهنده‌ زمانه‌ خود، بلکه بازآفریننده‌ی معنا و فرهنگ در شعر معاصر ایران است.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Shahriar
  • Heydar Baba-ye Salam
  • Sahandiyeh
  • Agency
  • Structuration
Akbari, H. (2016). Formation of the national community and the dialectic of agency and structure: Toward a sociological theory of macro social changes. Iranian Journal of Sociology, 17(3), 3–25. (in Persian)
Bourdieu, P. (1998). Practical reason: On the theory of action. Stanford University Press.‏
Chatterjee, I., Kunwar, J., & Den Hond, F. (2019). Anthony Giddens and structuration theory. In Management, organizations and contemporary social theory (pp. 60-79). Routledge.‏
Giddens, A. (1984). Elements of the theory of structuration. Practicing history: new directions in historical writing after the linguistic turn.
Goldmann, L. (1975). Dialectical materialism and literary history. New Left Review, 92
.Hariri Akbari, M. (2012). The hermeneutics of “Sahandiyeh”. Nameh-ye Oloum-e Ejtemaei (Journal of Social Sciences), (17), 97–127. (in Persian)
Lotfi Khakchi, T., & Yousefi, A. (2022). A critical analysis of Bourdieu’s theory of distinction from a meta-theoretical perspective. Journal of Critical Studies of Texts and Humanities Programs, Institute for Humanities and Cultural Studies, 22(1), 357–380. (in Persian)
Rashid Mohassel, M. R., Behnamfar, M., & Zamanipour, M. (2012). [Article Title not specified]. Iranian Studies Journal, Shahid Bahonar University of Kerman, 15(21), 119–146. (in Persian)
Samarin Firoozfar, T., & Esmailfar, A. (1988). Interview with Master Mohammad Hossein Shahriar. Keyhan Farhangi, (55), Mehr. (in Persian)
Shokati, A. (2020). Heydar Baba: The translation of Shahriar’s estrangement. Quarterly Journal of Iranian Local Languages and Literature, New Series, 6(3), 87–110. (in Persian)
Tahmasebi, F. (2016). Sociology of Persian Ghazal. Tehran: Elmi va Farhangi Publishing Company. (in Persian)
Vahida, F. (2009). Sociology in Persian Literature. Tehran: SAMT Publications. (in Persian)
Zaal, E. (2007). A sociological analysis of Saber’s poems and their relation to the Constitutional Revolution (Master’s thesis). Faculty of Law and Social Sciences, University of Tabriz. (in Persian)